مؤلف مجهول ( مترجم : شيرين بيانى )
97
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى )
166 - جاموقه كه دريافت [ چنگيز خان ] چنين قلبا [ از آنان ] دورى گرفته است ، در بهار سال خوك ، جاموقه ، آلتان ، قوچر ، قارداكيداى ، آبوگاجين نوياكين ، سوگاتاى ، تواوريل و قاچى اون باكى كه در آنجا بودند ؛ و همان عقيده را پيدا كرده بودند ، در باركاآلات « 1 » [ واقع ] در پس جاجاآراوندور « 2 » نزد نيلقا سانگگوم آمدند . جاموقه سخنان مصيبتبار زير را ادا كرد : « تموچين آنداى من ، با تايانگ خان نايمان « 3 » در ارتباط است و ايلچى ردوبدل مىكند . دهان وى پر از گفتوگوى « پدر » و « پسر » است ، [ ولى ] در باطن ، مشغول جستوجوى پشتيبان در خارج است . اگر شما پيشدستى نكنيد ، چه اتفاقى برايتان خواهد افتاد ؟ اگر شما به جنگ با تموچين سوار بر اسب شويد ، من نيز همان هنگام از پشت وارد خواهم شد » . آلتان و قوچر ، هردو گفتند : « و اما پسران هوآلون آكا . ما ارشد آنان را خواهيم كشت و كوچكتر را به تو مىدهيم تا كارش را بسازى » . آبوگاجين نوياكين قورداات گفت : « من دستهايش را مىبندم ، من پاهايش را مىبندم و او را به شما مىدهم » . تواوريل گفت : « من زودتر مىروم و قوم تموچين را مىگيرم . هنگامىكه قوم وى گرفتار شد و بدون قوم ماند ، چه خواهد كرد ؟ » . قاچى اون باكى گفت : « نيلقا سانگگوم ، پسرم ، نقشهات هرچه كه باشد ، من با تو به قلهء مرتفع ، [ و ] به پرتگاه عميق خواهم آمد » . 167 - هنگامىكه اين سخنان بين آنان ردوبدل شد ، نيلقا سانگگوم ، سايقان توداان « 4 » را فرستاد تا اين گفتهها را به پدرش اونگ خان برساند . هنگامىكه اين سخنان به اونگ خان رسيد ، گفت : « شما چگونه مىتوانيد دربارهء پسر من تموچين چنين افكارى در سر بپرورانيد ؟ بخصوص كه ما از مدتهاى مديد متكى به او مىباشيم . اگر اكنون دربارهء پسرم چنين افكار ناپسندى داشته باشيم ، مورد لطف آسمان قرار نخواهيم گرفت . آيا هرچه كه جاموقه با چربزبانى بگويد ، [ همواره ] زيبا و پسنديده است ؟ » . و بدون اينكه موافقت خود را اعلام دارد ، ايلچى را بازپس فرستاد . سانگگوم ، از نو ايلچى فرستاد و گفت : « هنگامىكه مردى دهانى و زبانى دارد [ و ] سخن مىگويد ، چرا [ آنچه را كه گفته ] باور نداريم ؟ » . ولى چون [ اونگ خان ] وى را بازپس فرستاد و همان چيزها را گفت ،
--> ( 1 ) - Barka - alat ( 2 ) - Jaja'ar - undur ( 3 ) - Tayang - qan ، رئيس ايل نايمان ( م ) . ( 4 ) - Sayiqan - Toda'an